محمد تقي جعفري
74
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
را بيان نموده سپس چند مسألهء با اهميت را در بارهء ايمان مطرح مىنمائيم - تعريف ايمان - مناسبترين تعريفى كه براى ايمان مىتوان در نظر گرفت عبارتست از تصديق وجدانى فعال و اين كه بعضى از دانشمندان ايمان را فقط با تصديق معرفى مىكنند چنان كه در بعضى از منابع حديثى نيز آمده است ، منظور بيان ركن بارز و قابل درك عموم مردم است و با نظر به لوازم و مختصات ايمان ، مىتوان گفت كه مقصود اصلى عبارتست از همان تصديق وجدانى فعال ، زيرا مجرد تصديق در عالم ذهن ممكن است موجب ترتيب اثر نباشد و اين تفكيك ميان تصديق و ترتيب اثر را در بارهء حقائق بسيار فراوانى مشاهده مىكنيم . از آن جمله - همه مىدانند و تصديق ميكنند كه خودخواهى به معناى « خود را هدف ديدن و همهء اشياء و مردم را وسيله تلقى كردن » قبيح است ، يعنى قبح اين خودخواهى مورد تصديق همهء مردم در همهء دورانها بوده است ، با اين حال ، چه اندكند كسانى كه اين تصديق را از روى وجدان پذيرفته ( به اصطلاح از اعماق قلب وجدان نموده ) و آن را بعنوان جزئى يا عنصرى فعال از شخصيت خود تلقى نمايند ، بطورى كه براى تصديق مزبور آن ارزش و عظمت را قائل باشند كه براى خود شخصيتشان . آيا كسى سراغ داريد كه آگاه باشد ولى ضرورت عدالت را براى حيات فرد و اجتماع تصديق نكند قطعى است كه چنين شخصى را نمىتوان پيدا كرد ، با اين حال ، مسلم است كه عمل كنندگان به عدالت همواره در اقليت بودهاند . آيا چنين نيست كه اكثريت قريب به اتفاق انسانهائى كه در بارهء معنى و هدف عالى زندگى انديشيدهاند ، تصديق مىكنند كه مرگ نمىتواند پايان كار آدمى باشد ، و بقول نظامى گنجوى - كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى و حتما براى تفسير معقول اين زندگى بايد به معاد معتقد شد ، با اين حال ، شمارهء انسانهائى كه اين اصل را جدى مىگيرند و در اين زندگى دنيوى آن را مبناى اساسى قرار مىدهند در برابر مردم بيخيال و طرفداران « بارى بهر جهت » بسيار بسيار در اقليتند . از امثال موارد فراوان اين تفكيك ميان تصديق و پذيرش وجدانى فعال به خوبى اثبات مىشود كه ايمان فقط تصديق مجرد نيست ، بلكه همان گونه كه اشاره كرديم ، ايمان عبارتست از تصديق وجدانى كه مانند عنصر يا جزئى فعال از شخصيت آدمى در آيد